باز كننده درب ها

آية الله دستغيب مى گويد: در اوقات مجاورت حقير در نجفاشرف در ماه محرم ، سنه 1358 از طرف حكومت عراق قمه زدن و سينه زدن و بيرون آمدندسته جات منع شده بود، شب عاشورا براى اين كه در حرم مطهر و صحن شريف سينه زنى نشوداز طرف حكومت ، اول شب درهاى حرم و رواق را قفل كردند و هم چنين درهاى صحن را وآخرين درى كه مشغول بستن آن شدند در قبله بود و يك لنگه آن را بسته بودند كه ناگاهجمعيت دسته دسته سينه زن هجوم آورده وارد صحن شده و رو به حرم آوردند درها را بستهديدند در همان ايوان مشغول عزادارى و سينه زنى شدند. ناگاه عده اى شرطى با رييسآنها آمده و آن رييس با چكمه اى كه به پا داشت در ايوان آمده و بعضى را مى زد و امرمى كرد آنها را بگيرند، سينه زن ها بر او هجوم آوردند و او را بلند كرده و در صحنانداختند و سخت او را مجروح و ناتوان ساختند و چون ديدند ممكن است قواى دولتى تلافىكنند و بالاخره مزاحمشان شود، با كمال التجا و شكستگى خاطر همگى متوجه در بسته حرمشده و به سينه مى زدند و مى گفتند: ((يا على فك الباب)) ما عزادار فرزندت هستيم .
پس در يك لحظه ، تمامدرهاى حرم و رواق و صحن گشوده گرديد و بعضى موثقين كه مشاهده كرده بودند براى حقيرنقل كردند كه ميل هاى آهنين كه بين درها و ديوارها بود وسط آنها بريده شدهبود.
و بالجمله سينه زنان وارد حرم مطهر مى شوند ساير نجفى ها كه با خبر مى شوندهمه در صحن و حرم جمع مى شوند و شرطى ها پنهان مى گردند. موضوع را به بغداد گزارشمى دهند دستور داده مى شود كه مزاحم آنها نشويد. در آن سال در نجف و كربلا بيش ازسال هاى گذشته اقامه عزا شد و اين معجزه ها باهره را شعرا در اشعار خود نقل نموده ومنتشر ساختند.

/ 0 نظر / 24 بازدید