حضرت امام علی علیه السلام

پناهنده به قبر حضرت علی علیه السلام
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٥/٢٩
 

عضدالدولة دیلمى از پادشاهان سلسله دیالمه است که با عنوان شاه ایران زمین خوانده مى شد، و معاصر شیخ مفید بود و در ترویج مذهب تشیع سعى وافر داشت ، از آثار او تجدید بناى بارگاه مرقد شریف على (ع ) است .
او به سال 324 ه‍ق در اصفهان متولد شد و به سال 372 در بغداد از دنیا رفت ، و طبق وصیتش ، در نجف اشرف در جوار قبر مقدس امیرمؤ منان (ع ) دفن گردید
.(333)
عمران بن شاهین از افراد سرشناس عراق بود و در امر حکومت و سلطنت با عضدالدوله مخالفت مى کرد، و مورد خشم او واقع شد، عضدالدوله دستور شدید دستگیرى او را صادر کرد، او با پاى برهنه به نجف اشرف فرار کرد و مخفیانه به قبر شریف امام على (ع ) پناهنده گردید. مدتى که در آن جا بود در عالم خواب ، على (ع ) را دید که به او فرمود: فردا ((فنا خسرو)) (عضدالدوله ) به این جا مى آید و از این مکان (اشاره به مکانى مخصوص ) بیرون مى رود، تو در فلان زاویه حرم باش ، کسى تو را نخواهد دید، عضدالدوله مى آید و نماز مى خواند و زیارت مى کند و با گریه و زارى دعا مى نماید، و خدا را قسم به محمد و آلش مى دهد که بر تو دست یابد، تو در این وقت نزد او برو و بگو اى شاه ! این کیست که آن همه اصرار در دست یابى بر او دارى ، حتى خدا را به محمد و آلش قسم مى دهى که تو را بر او مسلط سازد.
او در جواب تو مى گوید: مردى است که تفرقه ایجاد کرده و با من در مورد حکومت و سلطنت ، نزاع و کشمکش مى کند
.
به او بگو: اگر کسى تو را به عمران شاهین راهنمایى کند و بر او دست یابى ، چه جایزه اى به آن کس مى دهى ؟

او (عضدالدوله ) در پاسخ گوید:((اگر آن کس طلب عفو عمران شاهین کند، من حتما او را مى بخشم ، آن گاه خود را به او (عضدالدوله ) معرفى کن و آن چه را بخواهى ، برآورده خواهد کرد)).
عمران شاهین ، از خواب بیدار شد و منتظر فردا شد، فرداى آن روز فرا رسید، همان گونه که امیرمؤ منان على (ع ) در عالم خواب به او فرموده بود، بى کم و کاست ، واقع گردید، عضدالدوله وارد حرم شد و به نماز و زیارت پرداخت ، و خدا را به محمد و آلش قسم داد که او را بر عمران شاهین ، مسلط کند و
...
عمران نزد او رفت و گفت : اگر کسى عمران را به تو معرفى کند، چه جایزه اى به او خواهى داد؟

عضدالدوله گفت : اگر او از من بخواهد که عمران را عفو کنم ، حتما عفو مى کنم .
عمران شاهین (که تا آن وقت ناشناس بود) خود را معرفى نمود و گفت : ((من عمران شاهین )) هستم
.
عضدالدوله گفت : چه کسى تو را واداشت که خودت را (با این که فرارى بودى ) به من معرفى نمایى ؟

عمران گفت : این مولاى ما (امیرمؤ منان على علیه السلام ) در عالم خواب به من فرمود: فردا ((فنا خسرو)) به این جا مى آید...
عضدالدوله به عمران گفت : تو را به حق على (ع ) سوگند، به تو فرمود: ((فنا خسرو)) به این جا مى آید؟

عمران گفت : آرى به حق على (ع ) سوگند.
عضدالدوله در حالى که در تعجب فرو رفته بود گفت : هیچ کس جز مادرم و خودم و قابله ام نمى دانست که نام اصلى من ((فنا خسرو)) است
.
سپس به عمران محبت کرد و خلعت وزارت به او پوشاند، همراه او به کوفه رفت ، و بدین ترتیب هر دو از نگرانى بیرون آمدند و دوست صمیمى همدیگر شدند
.
باید توجه داشت که عمران شاهین از مردان نیک بود و علاقه خاصى به ائمه و اهل بیت (ع ) داشت ، و در کنار مرقد شریف امام على (ع ) و امام حسین (ع ) رواقى بنا کرد که هنوز به ((رواق عمران )) معروف است
.(334)
به این ترتیب امام على (ع ) به پناهنده اش ، لطف کرد، و او را علاوه بر آزادى ، به مکنت رساند.