حضرت امام علی علیه السلام

دعاى على (ع ) در حق زاذان
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٠
 
سعد خفاف مى گويد: به زاذان گفتم : تو قرآن را خوب تلاوت مى كنى ، چگونه ياد گرفتى ؟
تبسمى كرد و گفت : روزى اميرالمؤ منين از كنار من مى گذشت و من شعر مى خواندم و اخلاق خوبى داشتم . از صدايم خوشش آمد. فرمود: اى زاذان ! چرا قرآن حفظ نكرده اى ؟
گفتم بيش از دو سوره كه در نماز مى خوانم ، از قرآن چيزى نمى دانم .
فرمود: نزديك بيا. پس نزديك او رفتم . در گوشم چيزهائى گفت كه نفهميدم چيست . سپس فرمود: (( دهانت را باز كن ، از آب دهان مبارك خود در دهان من انداخت )) به خدا سوگند وقتى كه از كنار او برخاستم تمام قرآن را با اعرابش حفظ بودم ، بعد از آن هيچ مشكلى نداشتم كه از آن بپرسم .
سعد مى گويد: داستان زاذان را براى امام باقر (ع ) نقل كردم فرمود: زاذان راست مى گويد، على (ع ) با اسم اعظمى كه هيچ وقت رد نمى شود، براى زاذان دعا نمود