حضرت امام علی علیه السلام

مسخ شدن به دست على
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٩:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٠
 
از عمار ياسر نقل است كه گفت ، در مقابل على (ع ) بودم ناگاه بر آن حضرت مردى وارد شد و گفت : يا اءميرالمؤ منين من پناهنده هستم به شما و شكايت دارم از مصيبتى كه بر من وارد شده و مرا مريض كرده است . آن حضرت فرمود: قصه تو چيست ؟
عرض كرد: فلان شخص زن مرا گرفته و تفرقه انداخته است ، بين من و زوجه من جدايى انداخته است حال آنكه من شيعه شما هستم .
آن حضرت فرمان داد كه آن فاسق فاجر را نزد من بياور.
آن مرد شاكى به طلب آن مرد فاسق روانه شد او را در بازار بنى الحاضر ملاقات كرد و به او گفت : اميرالمؤ منين تو را مى خواهد و او را به حضور آن حضرت آورد. عمار ياسر مى گويد: ديدم به دست على (ع ) چوب دستى ، وقتى مرد خيانتكار مقابل على (ع ) قرار گرفت ، آن حضرت فرمود: يا لعين بن العين الزنيم آيا ندانسته اى كه من آگاه هستم به چشم خيانتكار و چيزهائى كه در سينه پنهان است و نمى دانى كه من حجت خدا در زمين هستم . به حرم مؤ منين تجاوز مى كنى ؟ آيا از عقوبت من و از عقوبت خداوند ايمن شده اى ؟
سپس فرمود: اى عمار لباسهايش را بيرون آور عمار مى گويد: لباسهايش را بيرون آرودم .
بعد فرمود: قسم به آن كسى كه حبه را مى شكافد و خلقت نموده خلق را، قصاص مؤ من را غير از من نمى گيرد.
پس با چوب دستى كه در دست آن جناب بود به پهلوى آن مرد زد و فرمود: بنشين خداى تو را لعنت كند، عمار ياسر گفت : به ذات حضرت حق قسم است كه ديدم آن لعين را كه خداوند به صورت لاك پشت او را مسخ كرده بود.
سپس آن حضرت فرمود: خداوند روزى كرد تو را در هر چهل روز يك آب آشاميدن و مسكن تو صحراى خشك و بى آب و علف است .
پس آن حضرت اين آيه را تلاوت فرمود: (و لقد علمتم الذين اعتدوا فى السبت و قلنا لهم كونوا قردة خاسئين ) اين آيه راجع به مسخ شدن يهود به صورت ميمون است