حضرت امام علی علیه السلام

اداى قرض
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱٠
 
قاسم بن عناد عزالدين كاظمى ، عالم جليل القدر و صاحب كرامات بود و آثارى چون ((شرح استبصار)) و ((اقوال الفقها)) از وى به يادگار مانده است .
فرزند فاضلش - شيخ ابراهيم - در ظهر كتاب ((مزار)) مرحوم والدش ‍ نقل نموده كه پدرم اظهار داشت : پدرم در مجاورت نجف اشرف اقامت فرمود و در كيفيت اين مجاورت به من گفت : بدهكارى زيادى داشتم و از اداى ديون و قرض ها عاجز مانده و هيچ گونه وسيله زندگى و اسباب تاءمين معاش نداشتم ، ناچار قصد آن نمودم كه به ديار عجم كوچ كنم ، شب آخر عازم نجف اشرف گشتم كه هم حضرت اميرالمؤ منين (ع ) را زيارت نموده و نيز از محضرشان وداع نمايم ، پس به حرم مشرف شده و زيارت وداع نمودم و با قلبى محزون با ديده اى گريان و حالتى منقلب در كنارى ايستادم ، آن گاه به امام خطاب نموده و عرضه داشتم :
اى مولاى من ، از فشار مشكلات زندگى ناچار شده ام كه به ديار عجم كوچ كنم و در اين سفر ناگزيرم با برخى حاكمان و وزيران و كارگزاران ملاقات كنم و شرح اين مهاجرت را به آنان بگويم و اگر زبان قال آنان با من سخن نگويد، لسان حالشان اين است كه اى شيخ دست از دامن مولاى خود برداشتى و به ديگران پناه آوردى ، در صورتى كه اهل عالم محتاج آن مقامند. پس از زيارت آن حضرت با او وداع كرده و در بستر خواب قرار گرفتم ، در عالم خواب مردى را مشاهده كردم كه نامش حاج على بود و هميشه نسبت به من لطف داشت و احترام مى كرد، اما ديدم اين بار با حالتى پرخاش گونه و عصبانى مرا مورد خطاب قرار داد و عتاب گونه گفت : اى حاجى تو كه با من چنين نبودى ، چرا كه اين همه كم لطفى مى كنى ، چه گناهى از من صادر شده ؟ در همين حال سروشى از مناره صحن مطهر شنيدم كه ندا مى دهد: اى غافل اين مكان ، جايى است كه حاكمان و نامداران آستانه آن را مى بوسند و تو قصد دارى اين جا را ترك گويى .
پس از خواب بيدار شدم ، تصميم گرفتم كه مجاورت اين مكان مقدس را ترك نگويم ، توكل به خدا نموده و خانواده را به نجف اشرف فرا خواندم ، سالى نگذشت كه قرض هايم ادا گرديد و زندگيم رو به رونق گذاشت .
مؤ لف ((رياض العلما)) گفته است : اين جانب در نجف اشرف به خدمت عالم مزبور رسيده ام ، از سيمايش نور معنويت و ايمان ساطع بود و رخسارش آيه شريفه سيما هم فى وجوههم من اثر السجود را در اذهان تداعى مى كرد