حضرت امام علی علیه السلام

فضیلت زیارت امیرالمومنین علیه السلام و فضیلت نجف اشرف
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٥:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

شیخ جلیل جعفر بن قولویه در کامل الزّیارات به سند معتبر روایت کرده که ابووهب قصرى گفت: داخل مدینه شدم و به خدمت حضرت صادق(علیه السلام) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم به نزد شما آمدم و زیارت امیر المؤمنین(علیه السلام)نکردم. حضرت فرمود که: «بد کردى، اگرنه این بود، که تو از شیعیان ما بودى، من به سوى تو نگاه نمى کردم، آیا زیارت نمى کنى کسى را که خدا با ملائکه او را زیارت مى کند، و پیغمبران و مؤمنان او را زیارت مى کنند؟!» گفتم: فداى تو شوم من این را نمى دانستم. فرمود: «و بدان که امیرالمؤمنین(علیه السلام) نزد خدا بهتر است از جمیع ائمّه(علیهم السلام)، و از براى او هست ثواب اعمال همه ائمّه، و به قدر اعمال خود زیادتى و فضیلت یافته اند».
و سیّد عبد الکریم بن طاووس(رحمه الله) در فرحه الغَرِیّ از آن حضرت روایت کرده که فرمودند: «هرکه پیاده به زیارت امیر المؤمنین(علیه السلام) برود حق تعالى به هر گامى ثواب دو حج و دو عمره از براى او بنویسد».
و نیز از آن حضرت روایت کرده که به ابن مارد فرمود: «اى پسر مارد هرکه زیارت کند جدّم امیر المؤمنین(علیه السلام)را، بنویسد حق تعالى از براى او به عدد هر گامى حجّ مقبول و عمره پسندیده، اى پسر مارد، و اللّه که نمى خورد آتش جهنّم قدمى را که غبار آلوده شود در زیارت حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام)خواه پیاده رود، خواه سوار. اى پسر مارد، بنویس این حدیث را به آب طلا».
و نیز از حضرت صادق(علیه السلام)روایت کرده که فرمودند: «ما مى گوییم که در پشت کوفه قبرى هست که پناه نمى برد به آن قبر دردناکى مگر آن که حق تعالى او را شفا کرامت مى فرماید». و در حدیثى دیگر فرمودند: «خداوند عرض کرد ولایت و دوستى ما را بر آسمان ها و زمین ها و کوه ها و شهرها، قبول نکردند هیچ یک، مثل قبول کردن اهل کوفه، به درستى که در پهلوى ایشان قبرى هست که هیچ غمناکى به سوى آن قبر نمى رود مگر آن که حق تعالى غمش را زایل مى گرداند و دعایش را مستجاب، و او را به اهلش شاد برمى گرداند».
و در روایتى از حضرت امام رضا(علیه السلام) مروى است که فرمود: «فضیلت زیارت قبر امیر المؤمنین(علیه السلام)بر زیارت قبر امام حسین(علیه السلام) مثل فضیلت امیر المؤمنین است بر امام حسین(علیه السلام)».
و شیخ محمّد بن المشهدى به سند خود روایت کرده از اسحاق بن عمّار که گفت: شنیدم از حضرت صادق(علیه السلام)که مى فرمود: «شخصى اعرابى به خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: یا رسول اللّه منزل من از منزل شما دور است، و من مشتاق زیارت و دیدن شما مى شوم و مى آیم و شما را نمى بینم و علىّ بن ابى طالب(علیه السلام) را مى بینم و مونس من مى شود به حدیث گفتن و موعظه کردن، و برمى گردم با تأسّف بر ندیدن شما. حضرت رسول(علیه السلام) فرمود که: «هرکه على را زیارت کند مرا زیارت کرده است، و هرکه او را دوست دارد مرا دوست داشته، و هرکه او را دشمن دارد مرا دشمن داشته است، این حدیث را از من به قوم خود برسان و هرکه برود بعد از وفات على(علیه السلام) به زیارت او چنان است که به زیارت من آمده باشد، و من جزا مى دهم او را در قیامت، و جبرئیل و صالح مؤمنان که امیر المؤمنین است». و غیر این ها از اخبار دیگر.
وامّا فضیلت نجف اشرف پس زیاده از آن است که در این مختصر ذکر شود، و شیخ عالم جلیل و فقیه بى بدیل شیخ خضر شلال(رحمه الله)  در مزار خود فرموده که: استفاده مى شود از وجوه عقل و نقل که روضه حضرت رسول و روضه پسر عمّش و هم چنین روضات سائر ائمّه(علیهم السلام) أفضل است از مسجد الحرام که فضیلت نماز در آن مقابل هزار نماز در جاى دیگر، با آن که نماز در مسجد پیغمبر(صلى الله علیه وآله)مقابل ده هزار نمازى است که در جاى دیگر کرده شود. به خصوص بعد از ملاحظه روایتى که از حضرت صادق(علیه السلام)منقول است که فرمودند که: «بیتوته ـ یعنى شب به روز آوردن ـ در نزد امیر المؤمنین(علیه السلام) مقابل عبادت هفتصد سال است، و بیتوته نزد سیّد الشّهداء(علیه السلام)مقابل هفتاد سال عبادت است، و نماز نزد امیر المؤمنین(علیه السلام)مقابل دویست هزار نماز است».
و از مولاى ما حضرت امام رضا(علیه السلام) مروى است که فرمودند: «یک روز جوار امیرالمؤمنین(علیه السلام)بودن بهتر است از عبادت هفتصد سال، و نزد سیّد الشّهداء(علیه السلام) از هفتاد سال»، انتهى. تمام شد کلام آن مرحوم.
و جناب سیّد العلماء و الفقهاء آقا سیّد مهدى قزوینى در کتاب فلک النّجاه فرموده که: شنیدم از بعض مشایخ خود که همه ثقه بودند آن که یک نفس کشیدن در نزد امیر المؤمنین(علیه السلام)مقابل عبادت چهار صد سال است. تمام شد کلام مرحوم سیّد.
و روایت شده از امیر المؤمنین(علیه السلام) که فرمود: «اوّل بقعه اى که خدا را در آن عبادت کردند پشت کوفه است. چون خدا امر کرد ملائکه را که آدم را سجده کنند، در این جا سجده کردند».
و از حضرت صادق(علیه السلام) منقول است که: «نجف کوهى بود و آن همان کوهى بود که پسر نوح(علیه السلام)گفت که پناه مى برم به آن از غرق شدن، و بر روى زمین کوهى از آن بزرگ تر نبود، پس حق تعالى وحى نمود به آن کوه که آیا به تو پناه مى برند از عذاب من؟ پس آن کوه پاره پاره شد، و در بلاد شام ظاهر شد، و ریگ بسیار ریزه شد و بعد از آن جاى آن کوه دریاى عظیمى شد و آن دریا را، نَىْ مى گفتند، و چون آن دریا خشک شد گفتند: نَىْ جَفّ»، یعنى دریاى نى خشکید، پس به بسیارى استعمال براى آسانى گفتار «نجف» گفتند.
و وارد شده: «نجف قطعه اى است از کوهى که حق تعالى با حضرت موسى(علیه السلام) بر آن سخن گفت، و حضرت عیسى(علیه السلام)را بر این موضع تقدیس کرد و بزرگ گردانید، و حضرت ابراهیم(علیه السلام) را در این مکان خلیل خود گردانید، و حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله) را در این محل حبیب خود گردانید، و آن را مسکن پیغمبران ساخت».
و نیز روایت شده که: «هیچ مؤمنى نمى میرد در بقعه اى از بقعه هاى زمین مگر آن که به روحش میگویند که ملحق شو به وادى السّلام که صحراى نجف است، و آن بقعه اى است از جنّت عدن».
و به سند معتبر از اصبغ بن نباته منقول است که: حضرت امیر المؤمنین(علیه السلام)به صحراى نجف رفت و ما از عقب آن حضرت رفتیم دیدیم که بر پشت خوابیده است بر روى زمین، قنبر گفت: یا امیر المؤمنین جامه در زیر شما بیندازم. فرمود که: «نه، نیست مگر تربت مؤمنى یا نشستن در پهلوى مؤمنى»، پس فرمود: «اى پسر نباته اگر پرده از روى شما بردارند هر آینه خواهید یافت ارواح مؤمنان آن را که در این صحرا حلقه حلقه نشسته اند و به زیارت یکدیگر مى روند و با یکدیگر سخن مى گویند، و روح هر مؤمنى در این جا است ولى روح هر کافرى در برهوت است». و برهوت وادى است نزدیک یمن.
و در ارشاد القلوب و فرحه الغَرِیّ روایت کرده اند که مرد صالحى از اهل کوفه گفت: من در شبى بارانى در مسجد کوفه بودم، ناگاه درى را که در جانب قبر مسلم است کوبیدند، چون در را گشودند جنازه اى را داخل کردند و در صفّه اى که برابر قبر مسلم است گذاشتند، یکى از ایشان را خواب برد. در خواب دید که دو شخص نزد جنازه حاضر شدند و یکى به دیگرى گفت که: ببین ما را با او حسابى هست تا از او بگیریم پیش از آن که از رصافه بگذرد، که بعد از آن ما را به نزدیک او نمى توانیم رفت. پس بیدار شد و خواب را براى رفیقان خود نقل کرد و در همان ساعت آن جنازه را برداشتند و داخل نجف کردند که از حساب و عذاب نجات یابد. و فضیلت کوفه بعد از این ذکر مى شود إن شاء اللّه تعالى.


 
 
کسی که علی(ع) ندارد ، اصلا هستی ندارد.
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٥:۱٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٦/٢٤
 

مسجدی که در آن علی (ع) نباشد،  ضرار است ، خرابه است.

عبادتی که در آن علی (ع) نباشد ، کار است .

کتابی که در آن علی (ع) نباشد، دفتر است .

قرآنی که در آن علی (ع) نباشد ، قرآن صفین و خوارج است ، کاغذ و قلم است.

عالمی که در آن علی (ع) نباشد ، جاهل است ( ابو موسی اشعری)

عالمی که در آن علی (ع) نباشد ، فروزان می شود.

حرفی که در آن علی (ع) نباشد ، من است .

امری که در آن علی (ع) نباشد ، بدعت است .

سخاوتی که در آن علی (ع) نباشد ، ذوقی است .

کعبه ای که در آن علی (ع) نباشد ، سنگ و کلوخ است .

مقصدی که در آن علی (ع) نباشد ، باطل است .

مسلمانی که در آن علی (ع) نباشد ، ادعاست.

ذکری که در آن علی (ع) نباشد ، ورد است .

سابقه و درسی که در آن علی (ع) نباشد ، شریح قاضی است.

جلسه ای که در آن علی (ع) نباشد ، بنی ساعده است .

عدالتی که در آن علی (ع) نباشد ، ظلم است و تظاهر.

هدایتی که در آن علی (ع) نباشد ، مردمی است .

زنده ای که در آن علی (ع) نباشد ، مرده است .

مرده ای که در آن علی(ع) باشد ، زنده است .

فرشته ای که در آن علی (ع) نباشد ، شیطان است .

حبی که در آن علی (ع) نباشد ، بغض است .

ثوابی که در آن علی (ع) نباشد ، گناه است .

جمعیتی که در آن علی (ع) نباشد ، باطل و حسین (ع) کش است .

لذتی که در آن علی (ع)نباشد ، ذلت است.

عملی که در آن علی (ع) نباشد ، هباء منثورا است .

عقیده ای که در آن علی نباشد ، سلیقه است .

طوافی که در آن علی (ع) نباشد ، دور زدن است!

صراطی که در آن علی (ع) نباشد ، مستقیم نیست .

کشتی نوحی که در آن اسم علی (ع) نباشد ، متزلزل است .

قبولی پیامبری که در آن علی (ع) نباشد ، مرتدی و کافریست .

دنیایی که در آن علی (ع) نباشد ، استخوان خوک است .

روایتی که در آن علی (ع) نباشد ، حرف است .

شفاعتی که در آن علی (ع) نباشد ، وجود ندارد !

خدایی که در آن علی (ع) نباشد ، کفر است به امر خدا ، چون علی مقصد خداست .

توبه ای که در آن علی (ع) نباشد ، مورد قبول نیست .

زمانی که در آن علی (ع) نباشد ، وجود ندارد .

بهشتی که در آن علی (ع) نباشد ، زشت است .

سعادتی که در آن علی (ع) نباشد . شقاوت است .

اطاعتی که در آن علی (ع) نباشد ، سرکشی است .