حضرت امام علی علیه السلام

وصیت‌نامه امام علی(ع) در آخرین لحظات حیات
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۳:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
 
وصیت‌نامه امام علی(ع) در آخرین لحظات حیات
 
حضرت علی(ع) در واپسین لحظات حیات باعزت و عظمت خویش، وصیت گهربار و سرشار از نکات آموزنده داشتند. 
  
به گزارش ایسنا، در سالروز ضربت خوردن مولی‌الموحدین حضرت ابوتراب علی بن ابی طالب(ع) نکاتی از وصیت‌نامه آن حضرت خطاب به فرزند بزرگوارشان امام حسن را مرور می‌کنیم.   
این آن چیزی است که علی پسر ابوطالب وصیت می‎کند: به وحدانیت و یگانگی خدا گواهی می‎دهد و اقرار می‎کند که محمد بنده و پیغمبر اوست، خدا او را فرستاده تا دین خود را بر دیگر ادیان پیروز گرداند. همانا نماز، عبادت، حیات و زندگانی من از آن خداست. شریکی برای او نیست، من به این امر شده‎ام و از تسلیم شدگان اویم.   
فرزندم حسن! تو و همه فرزندان و اهل بیتم و هر کس را که این نوشته من به او رسد را به امور ذیل توصیه و سفارش می‎کنم: 
  
1- تقوای الهی را هرگز از یاد نبرید، کوشش کنید تا دم مرگ بر دین خدا باقی بمانید. 
  
2- همه با هم به ریسمان خدا چنگ بزنید، و بر مبنای ایمان و خداشناسی متفق و متحد باشید و از تفرقه بپرهیزید، پیغمبر فرمود: اصلاح میان مردم از نماز و روزه دائم افضل است و چیزی که دین را محو می‎کند، فساد و اختلاف است. 
  
3- ارحام و خویشاوندان را از یاد نبرید، صله رحم کنید که صله رحم حساب انسان را نزد خدا آسان می‎کند. 
  
4- خدا را! خدا را! درباره یتیمان، مبادا گرسنه و بی سرپرست بمانند. 
  
5- خدا را! خدا را! درباره همسایگان، پیغمبر آن قدر سفارش همسایگان را فرمود که ما گمان کردیم می‎خواهند آنها را در ارث شریک کند. 
  
6- خدا را! خدا را! درباره قرآن؛ مبادا دیگران در عمل کردن، بر شما پیشی گیرند. 
  
7- خدا را! خدا را! درباره نماز؛ نماز پایه دین شماست. 
  
8- خدا را! خدا را! درباره کعبه، خانه خدا، مبادا حج تعطیل شود که اگر حج متروک بماند، مهلت داده نخواهد شد و دیگران شما را طعمه خود خواهند کرد. 
  
9- خدا را! خدا را! درباره جهاد در راه خدا، از مال و جان خود در این راه مضایقه نکنید. 
  
10- خدا را! خدا را! درباره زکات؛ زکات آتش خشم الهی را خاموش می‎کند. 
  
11- خدا را! خدا را! درباره ذریه پیغمبرتان، مبادا مورد ستم قرار گیرند. 
  
12- خدا را! خدا را! درباره صحابه و یاران پیغمبر، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) درباره آنها سفارش کرده است. 
  
13- خدا را! خدا را! درباره فقرا و تهیدستان، آنها را در زندگی شریک خود سازید. 
  
14- خدا را! خدا را! درباه بردگان، که آخرین سفارش پیغمبر درباره این‌ها بود. 
  
15- در انجام کاری که رضای خدا در آن است بکوشید و به سخن مردم (در صورتی که مخالف آن هستند) ترتیب اثر ندهید. 
  
16- با مردم به خوشی و نیکی رفتار کنید چنانکه قرآن دستور داده است. 
  
17- امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید؛ نتیجه ترک آن این است که بدان و ناپاکان بر شما مسلط خواهند شد و به شما ستم خواهند کرد، آنگاه هر چه نیکان شما دعا کنند، دعای آنها برآورده نخواهد شد. 
  
18- بر شما باد که بر روابط دوستانه ما بین خویش بیفزایید، به یکدیگر نیکی کنید، از کناره‎گیری و قطع ارتباط و تفرقه و تشتت بپرهیزید. 
  
19- کارهای خیر را به مدد یکدیگر و به اتفاق هم انجام دهید، از همکاری در مورد گناهان و چیزهایی که موجب کدورت و دشمنی می‎شود، بپرهیزید. 
  
20- از خدا بترسید که جزا و کیفر خدا شدید است. 
  
خداوند همه شما را در کنف حمایت خود محفوظ بدارد و به امت پیغمبر توفیق دهد که احترام شما (اهل بیت) و احترام پیغمبر خود را پاس بدارند. همه شما را به خدا می‎سپارم . سلام و دورد حق بر همه شما ... . 
  
پی‎نوشت‎ها: 
  
مقاتل الطالبین، صص 44 – 28، 
  
ابن اثیر، ج 3، صص 197 – 194، 
  
مروج الذهب، ج 2، صص ‍ 44 –40.

 
 
چند روایت متفاوت از شهادت امام علی(ع)
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
 
چند روایت متفاوت از شهادت امام علی(ع)
 
آشنایی با کهن ترین کتاب مستقل برجای مانده درباره تاریخ شهادت امام علی (ع) از قرن سوم در یادداشتی به قلم دکتر رسول جعفریان، مورخ و استاد تاریخ دانشگاه تهران

 
ابن ابی الدنیا (م 281) محدث ومورخ برجسته ای است که کتابی مستقل در باره تاریخ شهادت امام علی علیه السلام نوشت و این کهن ترین کتابی است که در این موضوع به دست ما رسیده است.

وقتی از کتاب مستقل سخن می گوییم، یعنی کتابی که از آغاز تا انتهای آن در باره یک موضوع و در اینجا در باره شهادت امام علی (ع) تألیف شده باشد. طبعا در تواریخ عمومی مانند تاریخ طبری یا یعقوبی نیز اخباری در این باره آمده است.

 
عنوان «مقتل» به معنای اخبار مربوط به شهادت یا تاریخ شهادت است. عنوان «مقتل الحسین» یعنی تاریخ شهادت امام حسین و به تعبیری تاریخ عاشورا. نگارش این قبیل تک نگاری در باره تاریخ کشته شدن چهره های برجسته، در تاریخنگاری اسلامی مرسوم بوده است. برای مثال کتاب در باره مقتل عمر یا عثمان هم در منابع یافت می شود.

 
نگاهی به مدخل های الفبایی فهرست ابن ندیم، و همین طور عناوینی که در دیگر فهرست آثار مؤلفان شیعه یا سنی در قرون نخستین اسلامی آمده، مانند فهرست نجاشی که به نام رجال نجاشی شهرت دارد، گویای آن است که آثار فراوانی با پیشوند مقتل نوشته می شده است. در این باره به ذریعه هم می توان مراجعه کرد.

 
از میان آثار مربوط به تاریخ شهادت امام علی (ع) کتاب ابن ابی الدنیا، کهن ترین کتابی است که برجای مانده است. هرچند پیش از آن نیز آثاری بوده است. این اثر با عنوان «مقتل امیر المؤمنین علیه السلام» نخستین بار توسط مرحوم استاد عبدالعزیز طباطبائی در مجله تراثنا سال سوم شماره 12 (1408ق) منتشر شد، مردی که همین روزها سالگرد درگذشت اوست و در کار پژوهش و تحقیق در حوزه کتابشناسی شیعه، کم مانند بود. خدایش رحمت کند.

 
مجددا این اثر در سال 1411 توسط دوست همو، مرحوم سید محمد باقر محمودی به صورت مستقل در تهران و توسط انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تحت عنوان «کتاب مقتل الامام امیر المؤمنین علی بن ابی طالب» منتشر شد.

 
کتاب یاد شده در سال 1379 ش توسط استاد دکتر محمود مهدوی دامغانی که افتخار ترجمه آثار کهن تاریخ اسلامی بسیاری را در سه دهه اخیر داشته اند، توسط مؤسسه پژوهش و مطالعات عاشورا ترجمه شده و به چاپ رسید.

 
نویسنده کتاب ابوبکر عبدالله بن محمد بن عبید معروف به ابن ابی الدنیا قرشی (208 - 281) از علمای محدث ـ مورخ است که آثار بیشماری به صورت تک نگاری در حوزه های مختلف حدیثی و بعضا تاریخی دارد. سبک و سیاق او نگارش اخبار به صورت روایات مستقل است که جمعا تحت یک عنوان کلی فراهم می آورد. وی شخصیتی کم مانند در تألیف و تنوع موضوعاتی است که به آن پرداخته و آثار بیشماری، هر چند برخی از آنها کوچک است، از خود برجای گذاشته است.

 
برای اهمیت اثر او را بدانیم باید توجه کنیم که وی سی سال زودتر از طبری مورخ درگذشته و بنابرین یک نسل از او جلوتر است.

 
کتاب او جمعا دارای 119 روایت است که آنها را با سند و از مآخذ مختلف تاریخی نقل کرده است. هر روایت تاریخی داستانی را در باره بخشی از ماجرای شهادت امام علی علیه السلام، همین طور پیش زمینه ها و نیز آثار و تبعات آن گزارش شده است. تمامی این روایات توسط شخصی به نام حافظ حسین بن صفوان برذعی متوفای 340 به نقل از ابن ابی الدنیا روایت شده و بنابرین نام او در آغاز همه اسناد دیده می شود. در واقع وی راوی آثار ابن ابی الدنیاست.

 
راوی یا راویان هر خبری بین ابن ابی الدنیا تا اصل خبر در آغاز بیشتر نقلها آمده است. برخی از آنها مورخان شیعی و برخی نیز به اصطلاح از عامه می باشند. برای مثل این سند: ... از جابر بن عبدالله جعفی، از محمد بن علی [امام باقر] ... سپس متن وصیت امام علی را به امام مجتبی علیه السلام نقل کرده است.

 
نخستین روایت از وقت بیرون آمدن امام علی پیش از اذان صبح به سوی مسجد است که مرغان برابر وی درآمدند و آواز سردادند. همراهان آنان را دور کردند اما حضرت فرمودند: مرانید که نوحه گرند.

 
روایات مربوط به شهادت امام علی علیه السلام در این کتاب متفاوت نقل شده است. در واقع، ابن ابی الدنیا جامع این نقلهاست و درست همان طور که در کتابی مانند تاریخ طبری ملاحظه می کنیم، روایات متفاوت و متعارضی در باره یک واقعه پشت سر هم آورده می شود.

 
حسن بن دینار از حسن بصری روایت کرده است که گفت: علی بن ابی طالب آن شب گفت: انی مقتول لو قد أصبحت. هرگاه صبح شود من مقتول خواهم بود.

 
در روایت پنجم این کتاب از قول هشام بن محمد کلبی آمده است که مردی از نخع مرا روایت کرد که صالح بن میثم بن عمران بن میثم تمار از پدرش روایت کرد: علی برای نماز صبح بیرون آمد. تکبیر نماز را گفت. سپس یازده آیت از سوره انبیاء خواند. در این وقت ابن ملجم با شمشیر بر فرق امام زد. مردم بر سر او ریخته، شمشیر را از دستش گرفتند. آنان در نماز بودند. علی به رکوع رفت سپس سجده کرد. من او را دیدم که خون از سرش جاری بود و همین طور که سجده می کرد خون سر او این طرف و آن طرف می ریخت. باز برای رکعت دوم برخاست، اما منقلب شده. قراءت را آرام کرد. سپس نشست و تشهد را خواند و سلام داد و به دیوار مسجد تکیه کرد.

 
در روایت هفتم آمده است که ابن بجره اشجعی و ابن ملجم با هم قرار داشتند تا با شمشیر به امام حمله کنند. شمشیر یکی خطا رفته به دیوار خورد و شمشیر ابن ملجم اصابت کرد. آنان هر دو گریختند. ابن بجره به سمت کنده رفت و ابن ملجم به سمت بازار. ابن ملجم را گرفتند و نزد امام آوردند.

 
در روایت 11 آمده است که دو شب قبل از این ماجرا، وقتی امام وارد مسجد شد و افراد را از خواب بیدار می‌کرد، ابن ملجم نزد آن حضرت آمد و نامه ای به دست امام دارد که او را دعوت به توبه کرده بود. امام آن لحظه نتوانست بخواند . بعد از نماز آن را باز کرده خواند. در آن نوشته شده بود: تو را به توبه از شرک دعوت می‌کنم. حضرت فرمود: صاحب این نامه کیست؟ کسی پاسخ نداد. امام آب دهان بر آن انداخت و محو کرده بیرون انداخت و فرمود: لعنت خداوند بر او.

 
در روایت 12 به نقل از امام باقر علیه السلام آمده است: آنگاه که خداوند اراده کرد که کرامت شهادت با ضربت ابن ملجم نصیب امام علی شود، ابن ملجم شب را در مسجد بنی اسد بود. وقتی هوا تاریک شد به خانه‌ای از خانه‌های کندیان رفت. یک جمعه پیش از آن امام روی منبر از زبان رسول خدا (ص)‌نقل کرد که آن حضرت به من فرمود: لایبغضک مؤمن و لا یحبک کافر. و افزود:‌ من در خواب دیدم که شیطانی ضربتی بر من زده و ریش مرا به خون سرم تر کرده است، اما این مرا ناراحت نکرد... این بود تا شب معهود که ابن ملجم کنار در کمین کرد. وقتی امام برای نماز وارد مسجد شد، ابن ملجم ضربه خود را فرود آورد. محمد بن حنیفه نزدیک آن حضرت ایستاده بود. او را گرفت. مردم نیز بر ابن ملجم یورش بردند تا او را بکشند. امام علی فرمود: صبر کنید. او را نکشید. اگر ماندم او را قصاص خواهم کرد یا خواهم بخشید. اگر نماندم، همان اصل نفس در برابر نفس.

 
در روایت 13 از قول عبدالغفار بن قاسم انصاری نقل شده است که گفت: از چندین نفر شنیدم که ابن ملجم شب را در خانه اشعث بن قیس خوابیده بود و او بود که وقت سحر به وی گفت:‌ صبح شد [یعنی زود برخیز]!. در آن صبحگاهان مؤذن مسجد بنی کنده حجر بن عدی بود و همو بود که در بالای مناره گفت: اعور علی را کشت. (ابن ملجم یک چشم داشت). بعد هم خطاب به اشعث گفت:‌ ابن ملجم نزد تو بود و تو با او نجوا می کردی.

 
بدین ترتیب این کتاب حاوی روایاتی است که موضوع شهادت امام علی علیه السلام را دنبال کرده است. در روایات اخیر این رساله، متن خطابه امام مجتبی علیه السلام پس از شهادت امام علی (ع) درج شده است.

 
در روایت 91 آمده است: زحر بن قیس گفت: حسن بن علی مرا به مدائن فرستاد تا خبر شهادت را به حسین بن علی که در آنجا بود برسانم. وقتی رسیدم حسین بن علی گفت: زحر! چرا رنگ صورتت تغییر کرده است؟‌ گفتم: امیر المؤمنین را در آخرین روز حیاتش در این دنیا و اولین روزش در آن دنیا ترک کردم. این هم نامه حسن به شماست. امام پرسید: چه کسی او را کشت. گفتم: مردی از بنی مراد از مارقین فاسق که به او عبدالرحمان بن مجلم می گویند. پرسید: آیا کشته شد؟ گفتم: آری. تکبیر گفته افزود: انا لله و انا الیه راجعون و الحمد لله رب العالمین، چه مصیبت بزرگی؟ با این که رسول خدا فرمود: هرگاه مصیبتی بر شما وارد شد، از مصائب من یاد کنید که بالاتر از آن نیست. رسول خدا راست گفت و این مصیبت پس از مصیبت او بالاترین بود و من در عمرم مصیبتی بالاتر از آن نخواهم دید. سپس فرمود: ان البلاء الینا أهل البیت سریع. مصیبت برای ما اهل بیت سریع است. و الله المستعان. در آن وقت، حسین بن علی، مردمان مدائن را جمع کرده و نامه امام حسن را برای آنان خواند. همانجا بود که ابن السوداء که مردی از همدان بود و به او عبدالله بن سباء می گفتند: گفت: حتی اگر علی را در قبر ببینم، می دانم که او نخواهد مرد تا ظهور کند. در این وقت، گریه و زاری و استغفار مردم بلند شده و به حسین بن علی تعزیت گفتند و آن حضرت در میان مردم به کوفه بازگشت.

 
در پایان روایاتی در برتری امام علی علیه السلام از قول این و آن نقل شده است. در روایت 97 آمده است: عبدالملک بن سلیمان گوید: به عطاء‌ گفتم: آیا احدی از اصحاب رسول الله فقیه تر از علی بود؟ گفت: نه والله من کسی را نمی شناسم.

 
روایت 109 شمار فرزندان امام علی علیه السلام است:

 
حسن بن علی که نیمه رمضان سال سوم به دنیا آمد و رسول الله او را حسن نامید. روز سوم ربیع الاول سال 50 هم درگذشت.

 
حسین که پنجم شعبان سال چهارم هجرت به دنیا آمد و روز عاشوراء دهم محرم سال 61 به دست سنان بن انس نخعی که لعنت خدا بر او باد کشته شد و خولی بن یزید اصبحی سر او را جدا کرد.

 
زینب دختر بزرگ علی که همسر عبدالله بن جعفر شد.

 
ام کلثوم کبری که همسر عمر شد و بچه ای از او نماند.

 
مادر اینها فاطمه زهرا دختر رسول خدا بود.

 
محمد حنفیه که مادرش خوله دختر جعفر بن قیس بود. از امام باقر از علی از پیامبر نقل کرده است که حضرت فرمود: بین اسم و کنیه من در یک شخص جمع نکنید. امام علی عرض کرد: اگر من بعد از شما پسری داشتم، نام و کنیه شما را روی او خواهم نهاد. پیامبر به من اجازه دادند.

 
محمد حنفیه خود می گفت: من سه سال مانده به اتمام خلافت عمر به دنیا آمدم.

 
همو در سال 81 هجری گفت: اکنون 66 ساله‌ام. همان سال درگذشت.

 
 
رخورد امام علی(ع) با یک کارگزار حکومت که زنی از او شکایت کرده بود
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٥/٧
 
رخورد امام علی(ع) با یک کارگزار حکومت که زنی از او شکایت کرده بود
 
امام علی (ع) از هر حیث مراقب کارگزارانش بوده و در همین مدت کوتاه حکومت، نامه های متعددی از آن حضرت مانده که کارگزاران را توبیخ کرده است.

 
به گزارش خبر با مطالعه و تورق در نهج البلاغه، کتاب ماندگار امام اول شیعیان نامه های متعددی از ایشان را می بینیم که درباره نحوه رفتار کارگزارانش با مردم نگاشته شده اند. امام علی(ع) در نامه ای که به یکی از کارگزاران خود "مخنف بن سلیم" هنگامی که او را برای گردآوری زکات به اصفهان فرستاده بود نوشته است:

« تو را به پروای از خدا فرمان می دهم، آنجا که جز خدا کسی شاهد و غیر او کسی وکیل نیست. تو را فرمان می دهم که مردم را نرنجانی، آنان را دروغگو نخوانی، و به خاطر اینکه امیر آنان هستی از آنها روی نگردانی. زیرا آنها برادران دینی و یاران تو در گرفتن حقوق خداوند هستند.

تو را در این زکات نصیبی ثابت و حقی معلوم است و مسکینان و ناتوانان و بینوایان با تو شریکند. ما حق تو را به تمامی می پردازیم، پس تو نیز حقوق آنان را به طور کامل بپرداز که اگر چنین نکنی روز قیامت از کسانی باشی که بیشترین دشمن و مدعی را خواهی داشت.»

 
در کتاب "حیات فکری و سیاسی امامان شیعه"، نوشته رسول جعفریان نیز ماجرایی از تفاوت نحوه برخورد امیر مومنان با کارگزارانش و دیگر حاکمان اسلامی در آن زمان به شرح زیر ذکر شده است:

 
«بعد از شهادت حضرت علی (ع) سوده دختر عماره همدانی، نزد معاویه آمد. او از کسانی بود که در صفین حضور داشت. معاویه قدری درباره صفین با او سخن گفت. وی از معاویه خواست تا بسد بن ارطاة را که به آنها ظلم می کند از کار برکنار کند اما معاویه نپذیرفت.

سوده به سجده افتاد و ساعتی بعد سربرداشت. معاویه پرسید که این سجده برای چه بود؟ سوده گفت: زمانی برای اعتراض به رفتار یکی از کارگزاران علی(ع)، نزد او رفتم. مشغول نماز بود. پس از نماز پرسید: چه حاجتی داری؟ شکایت خود را از آن مرد گفتم. امام همان جا پوستی از جیبش بیرون آورد و در آن ضمن دعوت به رعایت عدل، به آن مرد نوشت: "نامه که به دستت رسید، به محتوای آن عمل کن تا کسی را بفرستم که کار را تحویل بگیرد." کاغذ را به من داد و من هم پیش آن مرد بردم و او معزول شد.»

 
 
مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی به روایت تصویر
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧
 
مراسم عزاداری تاسوعا و عاشورای حسینی به روایت تصویر
 

عاشورای حسینی در شیراز

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

تاسوعای حسینی در آران و بیدگل

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در مشهد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مراسم عزاداری و نخل گردانی عاشورا در اشکذر یزد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در قم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در تهران

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

شام غریبان در حرم مطهر رضوی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در بیجار

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ورود نمادین لشکر شمر به کربلا در قم

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشیـن استـار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

مراسم نمادین به آتش کشیدن خیمه های اباعبدالله الحسین (ع)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

عاشورای حسینی در کربلای معلی

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



 

 
 
راز جاودانگی حماسه ی تاسوعـا و عـاشورا
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧
 
راز جاودانگی حماسه ی تاسوعـا و عـاشورا
 

تقدیم به عاشقــان سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند ...

مروری بر صفحات تاریخ نشان می‌دهد جنایت و کشتارهای فجیع انسانی در طول تاریخ کم نبوده‌اند. جنایاتی که بیان آنها مو را بر تن انسان سیخ می‌کند. از جنایت مغول ها در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته تا کشتار سرخ‌پوستان آمریکا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات جنگ‌های جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا کشتار در عراق و افغانستان توسط مهاجمانی که حقوق انسانها را نقص کردند. اما بسیاری از آنها در لابه‌لای تاریخ دفن شده‌اند و آنهایی هم که گاه بیان می‌شوند یا برای زنده نگهداشتن‌شان یادبودی ساخته شده، هیچکدام جریان‌ساز و تحول‌آفرین نیستند. حتی کشتارهای گسترده در همین زمان‌های نزدیک خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.

اما دهه ی محرم 61 هجری و تاسوعا و عاشورای خونین آن سال هرگز از یادها نمی رود و هنوز هم که هنوز است مسلما بسیاری از شما عزیزان در هر شهر و محله ای که در آن زندگی می‌کنید هیات و دسته‌ای دارید و در ایام محرم خصوصا در تاسوعا و عاشورا برای گریستن بر مظلومیت آقا اباعبدالله و تدبر و تفکر در چیستی و چرایی حرکتش راهی تکیه و حسینیه ای می‌شوید. مگر راز زنده ماندن رشادت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعا و همینطور قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا که یک نیم‌روز بیشتر به‌طول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن همچنان تحول‌آفرین و انسان‌ساز است؟ این راز ابعاد مختلفی دارد که گرچه در این مختصر نمی گنجد ولی در این نوشتار تنها به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم ...

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده که عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار کربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور کنند که آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت کربلا را برپا می کنند در حالیکه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا کردند. تاسوعا روزی است که حسین(ع) و یارانش در کربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یکی از حوادثی که در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود که شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد.

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


در چنین روزی بود که به دستور عبیدالله بن زیاد، لشکر مجهزی از کوفه وارد کربلا شد و در عصر روز تاسوعا بود که حضرت اباعبدالله(ع) برای یاران خود خطابه ای خواندند و بیعت خود را از آنان برداشتند و سفارش کردند تا از تاریکی شب استفاده کرده و صحنه کربلا را ترک کنند تا جان خود را نجات دهند و بدینصوررت فرصتی فراهم آوردند تا هر کس می‌خواهد از ایشان جدا شود و به نقطه‌ای امن برود که البته عده‌ای هم چنین کردند ولی آنها که ماندند اعلام وفاداری و حمایت خود را تا پای جان اعلام کردند و برای همیشه ی تاریخ ماندگار شدند.

بنابراین حادثه عاشورا یک انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت بوده است. همه کسانی که در این واقعه شرکت کردند از سرانجام خود آگاهی داشتند و به‌صورت اتفاقی و از سر غفلت آنجا نیامده بودند.

ویژگی مهم دیگر حادثه عاشورا، تلفیق شگفت‌انگیز و شورآفرین مظلومیت با عزت و اقتدار است.

جمعیتی اندک با ابزارآلات محدود جنگی در مقابل لشکری کاملا مجهز و ستیزه جو؛ در محاصره آب و عطش، اما از هیچ‌کدام ذره‌ای سستی، ترس و پشیمانی از این حضور نه دیده شد و نه شنیده ...

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

:: قدیمی ترین تابلو از واقعه عاشورا در سال 61 هجری ::

در حالات سالار شهیدان آمده است که هر چه به ظهر عاشورا نزدیک‌تر می‌شدند چهره ایشان برافروخته‌تر
می‌شد و آخرین اذکار ایشان خطاب به پروردگار اظهار رضایت و تسلیم در برابر خواست الهی بوده است.

در مورد حضرت زینب(س) نیز این جمله قطعی است که بعد از حادثه عاشورا در برابر طعن یزید فرمود:
"ما رأیت الا جمیلا". و شعار عاشورائیان در روز کربلا "هیهات من الذله" بود.

از دیگر خصوصیات حادثه عاشورا ترکیب جمعیتی حاضر در آن واقعه است.

از طفل شش ماهه تا پیرمرد 90 ساله و از دختر 3 ساله تا جوانان و زنان میانسال.

از غلام سیاه تا صاحبان مقام و ثروت و از مسیحی تا مسلمان.

این جمعیت به ظاهر ناهمگن و نامتجانس در عین حال پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر داشتند؛

پیوندی که آنها را تا آخرین لحظه در اوج عزت و احترام گرد هم جمع کرده بود.

آنها که شهید می‌شدند تا آخرین نفس به یاد بازماندگان بودند و بازماندگان در آرزوی پیوستن به شهدا،

نقطه کانونی و محور پیوند این جمع کسی نبود جز حسین بن علی(ع).

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

و اما آخرین و شاید اولین و مهم‌ترین راز ماندگاری عاشورا را در الهی و خدایی بودن این قیام باید جست.

در حادثه عاشورا هیچ معیاری جز رضایت خداوند و انجام تکلیف الهی موضوعیت نداشت.

عاشورا نمایشگاهى بود که در آن ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شد.

و واقعه ی عاشورا برای زنده نگه داشتن دین پیامبر اسلام(ص) و الگو قرار دادن راه و رسم آزادگی به بار نشست.

شهادت مظلومانه سید الشهدا(ع) و یارانش در کربلا، تاثیری بیدارگر و حرکت آفرین داشت،

و امتدادهای آن حماسه ی بزرگ در طول تاریخ، جاودانه ماند تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى کنند،

و در هر جامعه ‏اى که شرائط ظالمانه ی زمان امام حسین(ع) را پیدا کرد قیام حسینى به راه افتد.

چون امام‏ حسین(ع) دیگر مختص به یک زمان و مکان خاص نیست و
براى همیشه تاریخ است و چون روحى در کالبد اجتماع بشری همچنان حضور دارد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه را سرگشته و حیران خود کرده این واقعه ی جانگداز عاشورا

فریاد از این همه ماتم و عزا

عجیب حکایتی است، مصائب عاشورا

عاشورا که می‌رسد، دل‌های شیعیانش در آتش عشق حسین(ع) می‌سوزد

هر عاشقی که واقعه عاشقانه عاشورا را خوانده باشد، به راز و رمز آن پی برده باشد، دل از این عاشقی بر نمی‌کند و هر عاشورا عاشق‌تر هم می‌شود

و راه ادامه عاشقی، سرگشتگی و حیرانی در پیمان با حسین(ع) است

سر نهادن و جان دادن بر سر پیمان با اباعبدالله است

چراکه حسین تا ابد ماندگار است و راز و رمز ماندگاری شیعه هم در ماندگاری عشق به حسین(ع) است

دل شیعه باید همواره در آتش عشق حسین(ع) خانه کند و این عشق باید زیبا بماند

دل دادن به شوق وصال حسین(ع) و ویران شدن وجود آدمی در غم آن نازنین شقایق هستی

چون حسین زیباست و راه و رسمش ستودنیست

و اکنون که تاسوعا و عاشورایی دگر در راه است، تشنگی ما فزونی می‌یابد

عطش عشق به حسین(ع) و ارادتمندی به ابوالفضل العباس(ع) در جانمان آتش می‌گیرد و می‌سوزد

این سوز دل با همین عطش سیراب می‌شود و حسین(ع) با لبیک

چراکه لبیک به حسین(ع) و درک رسالت او، پیمان با همه خوبی‌هاست


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

محــرم تــو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ما را نسیم پرچم تو زنده می کند

زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند

خشکیده بود چند صباحی قنات اشک

این چشمه را ولی غم تو زنده می کند

آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را

شور تو، روضه و دم تو زنده می کند

ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما:

اسلام را محرم تو زنده می کند

ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم

جان را عطای حاتم تو زنده می کند

آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را

انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند

بالای تل هم آتش این قوم خفته را

آن خواهر مکرم تو زنده می کند

این کشته فتاده به هامون حسین اوست

خود را به اسم اعظم تو زنده می کند

فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی

ما را امید زمزم تو زنده می کند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را حضور تمامی دوستان اهل دل
و ارجمند در گروه پرشین استار، تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدواریم
عزاداری یکایک شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.


 
 
راز جاودانگی حماسه ی تاسوعـا و عـاشورا
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٧
 
راز جاودانگی حماسه ی تاسوعـا و عـاشورا
 

تقدیم به عاشقــان سرور و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع)

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


گام های محرم ناگزیر از رسیدن به سر منزل تاسوعا و عاشورای حسینی است. محرمی که با نام حسین(ع) پیوند خورده و هر یک از ایامش فکرها و دل ها را متوجه روزی می کند که بزرگ ترین مصائب دنیا را بهمراه دارد و با تاملی در چگونگی حوادثی که آنزمان در کربلا اتفاق افتاد اشک غم را در سوگ برترین انسان های عالم جاری می کند ...

مروری بر صفحات تاریخ نشان می‌دهد جنایت و کشتارهای فجیع انسانی در طول تاریخ کم نبوده‌اند. جنایاتی که بیان آنها مو را بر تن انسان سیخ می‌کند. از جنایت مغول ها در نقاط مختلف خصوصاً خراسان گرفته تا کشتار سرخ‌پوستان آمریکا توسط مهاجران اروپایی و از تلفات جنگ‌های جهانی و حمله اتمی به هیروشیما گرفته تا کشتار در عراق و افغانستان توسط مهاجمانی که حقوق انسانها را نقص کردند. اما بسیاری از آنها در لابه‌لای تاریخ دفن شده‌اند و آنهایی هم که گاه بیان می‌شوند یا برای زنده نگهداشتن‌شان یادبودی ساخته شده، هیچکدام جریان‌ساز و تحول‌آفرین نیستند. حتی کشتارهای گسترده در همین زمان‌های نزدیک خیلی سریع به فراموشی سپرده شده است.

اما دهه ی محرم 61 هجری و تاسوعا و عاشورای خونین آن سال هرگز از یادها نمی رود و هنوز هم که هنوز است مسلما بسیاری از شما عزیزان در هر شهر و محله ای که در آن زندگی می‌کنید هیات و دسته‌ای دارید و در ایام محرم خصوصا در تاسوعا و عاشورا برای گریستن بر مظلومیت آقا اباعبدالله و تدبر و تفکر در چیستی و چرایی حرکتش راهی تکیه و حسینیه ای می‌شوید. مگر راز زنده ماندن رشادت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعا و همینطور قیام امام حسین(ع) در روز عاشورا که یک نیم‌روز بیشتر به‌طول نینجامید چیست؟ و چرا این حماسه پس از 14 قرن همچنان تحول‌آفرین و انسان‌ساز است؟ این راز ابعاد مختلفی دارد که گرچه در این مختصر نمی گنجد ولی در این نوشتار تنها به گوشه ای از آنها اشاره می کنیم ...

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


روز تاسوعا (نهم محرم) در فرهنگ شیعه از دیرباز به عنوان روزی شناخته شده که عزاداران و عاشقان اهل بیت(ع) ضمن بیان فضیلت های علمدار کربلا، به مرثیه سرایی و عزاداری برای او می پردازند. بیان جانفشانی ها و مصیبت های حضرت ابوالفضل(ع) در روز تاسوعای حسینی، باعث شده تا برخی چنین تصور کنند که آن حضرت در روز تاسوعا به شهادت رسیده و به همین علت در این روز عزای سقای دشت کربلا را برپا می کنند در حالیکه نه تنها حضرت ابوالفضل(ع) بلکه همه یاران امام حسین(ع) در روز عاشورا جان خود را برای یاری دین خدا و امام خود فدا کردند. تاسوعا روزی است که حسین(ع) و یارانش در کربلا توسط لشکر ابن زیاد و عمر بن سعد محاصره شدند. یکی از حوادثی که در این روز اتفاق افتاد، امان نامه ای بود که شمر برای حضرت ابوالفضل(ع) و برادرانش آورد ولی از آنجا که معرفت و جوانمردی حضرت ابوالفضل(ع) برای یاری امام حسین(ع) و اهل بیت امام حرف اول را می زد، آن امان نامه ی ننگین به تمسخر گرفته شد.

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

 


در چنین روزی بود که به دستور عبیدالله بن زیاد، لشکر مجهزی از کوفه وارد کربلا شد و در عصر روز تاسوعا بود که حضرت اباعبدالله(ع) برای یاران خود خطابه ای خواندند و بیعت خود را از آنان برداشتند و سفارش کردند تا از تاریکی شب استفاده کرده و صحنه کربلا را ترک کنند تا جان خود را نجات دهند و بدینصوررت فرصتی فراهم آوردند تا هر کس می‌خواهد از ایشان جدا شود و به نقطه‌ای امن برود که البته عده‌ای هم چنین کردند ولی آنها که ماندند اعلام وفاداری و حمایت خود را تا پای جان اعلام کردند و برای همیشه ی تاریخ ماندگار شدند.

بنابراین حادثه عاشورا یک انتخاب آگاهانه و از روی بصیرت بوده است. همه کسانی که در این واقعه شرکت کردند از سرانجام خود آگاهی داشتند و به‌صورت اتفاقی و از سر غفلت آنجا نیامده بودند.

ویژگی مهم دیگر حادثه عاشورا، تلفیق شگفت‌انگیز و شورآفرین مظلومیت با عزت و اقتدار است.

جمعیتی اندک با ابزارآلات محدود جنگی در مقابل لشکری کاملا مجهز و ستیزه جو؛ در محاصره آب و عطش، اما از هیچ‌کدام ذره‌ای سستی، ترس و پشیمانی از این حضور نه دیده شد و نه شنیده ...

 


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

:: قدیمی ترین تابلو از واقعه عاشورا در سال 61 هجری ::

در حالات سالار شهیدان آمده است که هر چه به ظهر عاشورا نزدیک‌تر می‌شدند چهره ایشان برافروخته‌تر
می‌شد و آخرین اذکار ایشان خطاب به پروردگار اظهار رضایت و تسلیم در برابر خواست الهی بوده است.

در مورد حضرت زینب(س) نیز این جمله قطعی است که بعد از حادثه عاشورا در برابر طعن یزید فرمود:
"ما رأیت الا جمیلا". و شعار عاشورائیان در روز کربلا "هیهات من الذله" بود.

از دیگر خصوصیات حادثه عاشورا ترکیب جمعیتی حاضر در آن واقعه است.

از طفل شش ماهه تا پیرمرد 90 ساله و از دختر 3 ساله تا جوانان و زنان میانسال.

از غلام سیاه تا صاحبان مقام و ثروت و از مسیحی تا مسلمان.

این جمعیت به ظاهر ناهمگن و نامتجانس در عین حال پیوندی عمیق و ناگسستنی با یکدیگر داشتند؛

پیوندی که آنها را تا آخرین لحظه در اوج عزت و احترام گرد هم جمع کرده بود.

آنها که شهید می‌شدند تا آخرین نفس به یاد بازماندگان بودند و بازماندگان در آرزوی پیوستن به شهدا،

نقطه کانونی و محور پیوند این جمع کسی نبود جز حسین بن علی(ع).

گروه اینترنتی پرشیـن استار | www.Persian-Star.org

و اما آخرین و شاید اولین و مهم‌ترین راز ماندگاری عاشورا را در الهی و خدایی بودن این قیام باید جست.

در حادثه عاشورا هیچ معیاری جز رضایت خداوند و انجام تکلیف الهی موضوعیت نداشت.

عاشورا نمایشگاهى بود که در آن ابعاد مختلف اسلام به نمایش گذاشته شد.

و واقعه ی عاشورا برای زنده نگه داشتن دین پیامبر اسلام(ص) و الگو قرار دادن راه و رسم آزادگی به بار نشست.

شهادت مظلومانه سید الشهدا(ع) و یارانش در کربلا، تاثیری بیدارگر و حرکت آفرین داشت،

و امتدادهای آن حماسه ی بزرگ در طول تاریخ، جاودانه ماند تا انسانهاى دیگر از آن الگو بردارى کنند،

و در هر جامعه ‏اى که شرائط ظالمانه ی زمان امام حسین(ع) را پیدا کرد قیام حسینى به راه افتد.

چون امام‏ حسین(ع) دیگر مختص به یک زمان و مکان خاص نیست و
براى همیشه تاریخ است و چون روحى در کالبد اجتماع بشری همچنان حضور دارد.


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

همه را سرگشته و حیران خود کرده این واقعه ی جانگداز عاشورا

فریاد از این همه ماتم و عزا

عجیب حکایتی است، مصائب عاشورا

عاشورا که می‌رسد، دل‌های شیعیانش در آتش عشق حسین(ع) می‌سوزد

هر عاشقی که واقعه عاشقانه عاشورا را خوانده باشد، به راز و رمز آن پی برده باشد، دل از این عاشقی بر نمی‌کند و هر عاشورا عاشق‌تر هم می‌شود

و راه ادامه عاشقی، سرگشتگی و حیرانی در پیمان با حسین(ع) است

سر نهادن و جان دادن بر سر پیمان با اباعبدالله است

چراکه حسین تا ابد ماندگار است و راز و رمز ماندگاری شیعه هم در ماندگاری عشق به حسین(ع) است

دل شیعه باید همواره در آتش عشق حسین(ع) خانه کند و این عشق باید زیبا بماند

دل دادن به شوق وصال حسین(ع) و ویران شدن وجود آدمی در غم آن نازنین شقایق هستی

چون حسین زیباست و راه و رسمش ستودنیست

و اکنون که تاسوعا و عاشورایی دگر در راه است، تشنگی ما فزونی می‌یابد

عطش عشق به حسین(ع) و ارادتمندی به ابوالفضل العباس(ع) در جانمان آتش می‌گیرد و می‌سوزد

این سوز دل با همین عطش سیراب می‌شود و حسین(ع) با لبیک

چراکه لبیک به حسین(ع) و درک رسالت او، پیمان با همه خوبی‌هاست


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

محــرم تــو

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

ما را نسیم پرچم تو زنده می کند

زخمی است دل که مرهم تو زنده می کند

خشکیده بود چند صباحی قنات اشک

این چشمه را ولی غم تو زنده می کند

آه ای قتیل اشک، نفس های مرده را

شور تو، روضه و دم تو زنده می کند

ای خونبهای عشق، چه خوش گفت پیر ما:

اسلام را محرم تو زنده می کند

ما با غذای نذریتان رشد کرده ایم

جان را عطای حاتم تو زنده می کند

آقا جسارت است، ولی داغ شیعه را

انگشتر تو، خاتم تو زنده می کند

بالای تل هم آتش این قوم خفته را

آن خواهر مکرم تو زنده می کند

این کشته فتاده به هامون حسین اوست

خود را به اسم اعظم تو زنده می کند

فردای محشر و غم و طوفان وتشنگی

ما را امید زمزم تو زنده می کند

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

فرا رسیدن تاسوعا و عاشورای حسینی را حضور تمامی دوستان اهل دل
و ارجمند در گروه پرشین استار، تسلیت و تعزیت عرض نموده و امیدواریم
عزاداری یکایک شما عزیزان مورد قبول حضرت حق قرار گیرد.


 
 
عکس/ نجف در آستانه محرم
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٩:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٧
 

عکس/ نجف در آستانه محرم

بارگاه ملکوتی امام علی (ع)

بارگاه ملکوتی امام علی (ع)

بارگاه ملکوتی امام علی (ع)

حرم امام علی

حرم امام علی

حرم امام علی

نجف

نجف

نجف
























 
 
فضائل و مناقب حضرت زینب(س)
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ۳:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۱/۱۸
 
فضائل و مناقب حضرت زینب(س)

زینب(س) دختر علی و زهرا(س) در روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجرت در مدینه منوره دیده به جهان گشود، در پنج ‏سالگی مادر خود را از دست داد و از همان دوران طفولیت ‏با مصیبت آشنا گردید. در دوران عمر با برکت‏ خویش، مشکلات و رنج ‏های زیادی را متحمل شد، از شهادت پدر و مادر گرفته تا شهادت برادران و فرزندان، و حوادث تلخی چون اسارت و . . . را تحمل کرد. این سختی ‏ها از او فردی صبور و بردبار ساخته بود(1).
او را ام کلثوم کبری، و صدیقه صغری می ‏نامیدند. از القاب آن حضرت، محدثه، عالمه و فهیمه بود. او زنی عابده، زاهده، عارفه، خطیبه و عفیفه بود. نسب نبوی، تربیت علوی، و لطف خداوندی از او فردی با خصوصیات و صفات برجسته ساخته بود، طوری که او را«عقیله بنی هاشم‏» می‏ گفتند. با پسر عموی خود«عبد الله بن جعفر» ازدواج کرد و ثمره این ازدواج فرزندانی بود که دو تن از آن‏ ها(محمد و عون) در کربلا، در رکاب ابا عبدالله الحسین(ع) شربت‏ شهادت نوشیدند(2).
آن بانوی بزرگوار سر انجام در پانزدهم رجب سال 62 هجرت، با کوله باری از اندوه و غم و محنت و رنج دار فانی را وداع گفت.

1- زینت پدر

معمولا پدر و مادر نام فرزند را انتخاب می‏ کنند، ولی در جریان ولادت حضرت زینب (س) والدین او این کار را به پیامبر اسلام جد بزرگوار آن بانو، واگذار نمودند. پیامبر(ص) که در سفر بود، بعد از بازگشت از سفر، به محض شنیدن خبر تولد، سراسیمه به خانه علی(ع) رفت، نوزاد را در بغل گرفت و بوسید، آن گاه نام زینب(زین + اب) را که به معنای«زینت پدر» است ‏برای این دختر انتخاب نمود(3).

2- علم الهی

مهم ترین امتیاز انسان نسبت‏ به سایر موجودات - حتی ملائکه - دانش و بینش اوست. «و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة فقال انبئونی باسماء هؤلاء ان کنتم صادقین. قالوا سبحانک لا علم لنا الا ما علمتنا انک انت العلیم الحکیم‏»(4)؛ «سپس علم اسماء[ علم اسرار آفرینش و نام گذاری موجودات] را همگی به آدم آموخت. بعد آن ‏ها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: اگر راست می ‏گویید، اسامی این‏ ها را به من خبر دهید. عرض کردند: تو منزهی. ما چیزی جز آن چه به ما تعلیم داده‏ای نمی ‏دانیم؛ تو دانا و حکیمی.»
و برترین علم ‏ها، علمی است که مستقیما از ذات الهی به شخصی افاضه شود، یعنی دارای علم«لدنی‏» باشد. خداوند متعال در مورد حضرت خضر(ع) می ‏فرماید: «وعلمناه من لدنا علما»(5)؛ «علم فراوانی از نزد خود به او آموخته بودیم.»
زینب(س) به شهادت امام سجاد(ع) دارای چنین علمی است، آن جا که به عمه‏اش خطاب کرد و فرمود: «انت عالمة غیر معلمة وفهمة غیر مفهمة(6)؛تو دانشمند معلم ندیده و فهمیده‏ای فهم نیاموخته هستی.»

3- عبادت و بندگی

زینب(س) به خوبی از قرآن آموخته بود، که هدف از آفرینش و خلقت انسان رسیدن به قله کمال بندگی است. «ما خلقت الجن والانس الا لیعبدون‏»(7)؛«من جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادت کنند.»
او عبادت‏ ها و نماز شب ‏های پدر و مادر را از نزدیک دیده بود. او در کربلا شاهد بود که برادرش امام حسین(ع) در شب عاشورا به عباس فرمود: «ارجع الیهم واستمهلهم هذه المشیة الی غد لقد نصلی لربنا اللیلة وندعوه ونستغفره فهو یعلم انی احب الصلوة له وتلاوة کتابه وکثرة الدعاء والاستغفار(8)؛به سوی آنان باز گرد و این شب را تا فردا مهلت‏ بگیر شاید بتوانیم امشب را به نماز و دعا و استغفار در پیشگاه خدایمان مشغول شویم. خدا خود می ‏داند که من نماز، قرائت قرآن، زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم.» در این جملات صحبت از ادای تکلیف نیست، بلکه سخن از عشق به عبادت و نماز است.

شب خیز که عاشقان به شب راز کنند
گرد در بام دوست پرواز کنند
هر جا که دری بود به شب در بندند
الا در دوست را که شب باز کنند

حضرت زینب(س) نیز از عاشقان عبادت و شب زنده داران عاشق بود، و هیچ مصیبتی او را از عبادت باز نداشت. امام سجاد(ع) فرمود: «ان عمتی زینب کانت تؤدی صلواتها، من قیام الفرائض والنوافل عند مسیرنا من الکوفة الی الشام وفی بعض منازل کانت تصلی من جلوس لشدة الجوع والضعف(9)؛ عمه‏ام زینب در مسیر کوفه تا شام همه نمازهای واجب و مستحب را اقامه می ‏نمود و در بعضی منازل به خاطر شدت گرسنگی و ضعف، نشسته ادای تکلیف می ‏کرد.»
آن حضرت حتی در حساس ‏ترین شب زندگی؛ شب هجران از حسین(ع) و برادران، تهجد و شب زنده داریش را ترک نکرد. از فاطمه بنت الحسین(ع) نقل شده است که فرمود: «واما عمتی زینب فانها لم تزل قائمة فی تلک اللیلة ای عاشرة من المحرم فی محرابها تستغیث الی ربها وماهدات لناعین ولا سکنت لنا زمرة(10)؛ عمه‏ام زینب در تمام شب عاشورا در محراب خویش ایستاده و به پروردگارش استغاثه می ‏کرد. در آن شب هیچ یک از ما نخوابید و صدای ناله ما قطع نشد.»
امام حسین(ع) که خود معصوم و واسطه فیض الهی است هنگام وداع به خواهر عابده‏اش می ‏فرماید: «یا اختاه لا تنسینی فی نافلة اللیل(11)؛ خواهر جان! مرا در نماز شب فراموش مکن!» این نشان از آن دارد که این خواهر، به قله رفیع بندگی و پرستش راه یافته و به حکمت و هدف آفرینش دست ‏یازیده است.

4- عفت و پاکدامنی

عفت و پاکدامنی، برازنده ‏ترین زینت زنان، و گران قیمت ‏ترین گوهر برای آنان است. زینب(س) درس عفت را به خوبی در مکتب پدر آموخت، آن جا که فرمود: «ما المجاهد الشهید فی سبیل الله باعظم اجرا ممن قدر فعف یکاد العفیف ان یکون ملکا من الملائکة(12)؛ مجاهد شهید در راه خدا، اجرش بیشتر از کسی نیست که قدرت دارد اما عفت می ‏ورزد، نزدیک است که انسان عفیف فرشته‏ای از فرشتگان باشد.»
زینب کبری عفت ‏خویش را حتی در سخت ‏ترین شرایط به نمایش گذاشت. او در دوران اسارت و در حرکت از کربلا تا شام سخت ‏بر عفت‏ خویش پای می ‏فشرد. مورخین نوشته‏اند: «وهی تستر وجه ها بکفها، لان قناعها قد اخذ منها(13)؛ او صورت خود را با دستش می ‏پوشاند چون روسریش از او گرفته شده بود.» شاعر عرب به همین قضیه اشاره کرده و می ‏گوید:
ورثت زینب من امها
کل الذی جری علیها وصار
زادت ابنة علی امها
تهدی من دارها الی شر دار
تستر بالیمنی وجوها فان
اعوزها الستر تمد الیسار

زینب تمامی آن چه بر مادر گذشت را به ارث برد، منتهی دختر سهم اضافه‏ای برداشت که از خانه‏اش به بدترین خانه حرکت کرد(به اسارت رفت).
صورت را[در اسارت] با دست راست می ‏پوشاند و اگر پوشش او را نیازمند می ‏کرد، از دست چپ هم بهره می ‏برد.»

5- ولایت مداری

قرآن بدون هیچ قید و شرطی در کنار اطاعت مطلق از خداوند، دستور به اطاعت از پیامبر(ص) و صاحبان امر، یعنی، ائمه اطهار(ع) می ‏دهد. «اطیعوا الله واطیعوا الرسول واولی الامر منکم‏»(14)؛ «از خداوند و رسول و اولو الامر اطاعت کنید.»
زینب(س) که حضور هفت معصوم(15) را درک کرده، در تمامی ابعاد ولایت مداری (معرفت امام، تسلیم بی چون و چرا بودن، معرفی و شناساندن ولایت، فداکاری در راه آن و) . . . سر آمد است. او با چشمان خود مشاهده کرده بود که چگونه مادرش خود را سپر بلای امام خویش قرار داد و خطاب به ولی خود گفت: «روحی لروحک الفداء و نفسی لنفسک الوقاء(16)؛ [ای ابالحسن] روحم فدای روح تو و جانم سپر بلای جان تو باد.» و سرانجام جان خویش را در راه حمایت از علی(ع) فدا نمود و شهیده راه ولایت گردید. زینب(س) به خوبی درس ولایت مداری را از مادر فرا گرفت و آن را به زیبایی در کربلا به عرصه ظهور رساند.
از یک سو در جهت معرفی و شناساندن ولایت، از طریق نفی اتهامات و یاد آوری حقوق فراموش شده اهل بیت تلاش کرد. از جمله در خطبه شهر کوفه فرمود: «وانی ترحضون قتل سلیل خاتم النبوة ومعدن الرسالة وسید شباب اهل الجنة(17)؛ لکه ننگ کشتن فرزند آخرین پیامبر و سرچشمه رسالت و آقای جوانان بهشت را چگونه خواهید شست؟»
و همچنین در مجلس ابن زیاد(18)، شهر شام، و مجلس یزید، ولایت و امامت را به خوبی معرفی نمود. از سوی دیگر سر تا پا تسلیم امامت‏ بود؛ چه در دوران امام حسین(ع) و چه در دوران امام سجاد(ع) حتی در لحظه‏ای که خیمه گاه را آتش زدند، یعنی در آغاز امامت امام سجاد(ع) نزد آن حضرت آمد و عرض کرد: ای یادگار گذشتگان . . . خیمه‏ ها را آتش زدند ما چه کنیم؟ فرمود: «علیکن بالفرار؛ فرار کنید.(19)»
از این مهم تر در چند مورد، زینب(س) از جان امام سجاد(ع) دفاع کرد و تا پای جان از او حمایت نمود.
1- در روز عاشورا؛ هنگامی که امام حسین(ع) برای اتمام حجت، درخواست‏ یاری نمود، فرزند بیمارش امام زین العابدین(ع) روانه میدان شد. زینب با سرعت ‏حرکت کرد تا او را از رفتن به میدان نبرد باز دارد، امام حسین(ع) به خواهرش فرمود: او را باز گردان، اگر او کشته شود نسل پیامبر در روی زمین قطع می‏گردد (20).
2- بعد از عاشورا در لحظه هجوم دشمنان به خیمه ‏ها شمر تصمیم گرفت امام سجاد (ع) را به شهادت برساند، ولی زینب(س) فریاد زد: تا من زنده هستم نمی‏گذارم جان زین العابدین در خطر افتد. اگر می ‏خواهید او را بکشید، اول مرا بکشید، دشمن با دیدن این وضع، از قتل امام(ع) صرف نظر کرد(21).
3- زمانی که ابن زیاد فرمان قتل امام سجاد(ع) را صادر کرد، زینب(س) آن حضرت را در آغوش کشید و با خشم فریاد زد: ای پسر زیاد! خون ریزی بس است. دست از کشتن خاندان ما بردار. و ادامه داد: «والله لا افارقه فان قتلته فاقتلنی معه؛ به خدا قسم هرگز او را رها نخواهم کرد. اگر می ‏خواهی او را بکشی مرا نیز با او بکش.»
ابن زیاد به زینب نگریست و گفت: شگفتا از این پیوند خویشاوندی، که دوست دارد من او را با علی بن الحسین بکشم. او را واگذارید. البته ابن زیاد کوچک تر از آن است که بفهمد این حمایت فقط به خاطر خویشاوندی نیست، بلکه به خاطر دفاع از ولایت و امامت است. اگر فقط مساله فامیلی و خویشاوندی بود، باید زینب(س) جان فرزندان خویش را حفظ و آن ‏ها را به میدان جنگ اعزام نمی ‏کرد.

آن که قلبش از بلا سرشار بود
دخت زهرا زینب غمخوار بود
او ولایت را به دوشش می‏ کشید
چون امام عصر او بیمار بود
با طنین خطبه ‏های حیدری
سخت او رسواگر کفار بود

6- روحیه بخشی

در مسافرت‏ ها و نیز در حوادث تلخ، آن چه بیش از هر چیز برای انسان لازم است، روحیه و دلگرمی است. اگر انسان برای انجام کارهای مهم و حساس روحیه نداشته باشد، آن کار با موفقیت انجام نشده و به نتیجه نخواهد رسید و چه بسا با شکست نیز مواجه شود. یکی از بارزترین اوصاف زینب(س) روحیه بخشی اوست. او بعد از شهادت مادر، روحیه بخش پدر و برادران بود، در شهادت برادرش امام حسن(ع) نقش مهمی را برای تسلای بازماندگان ایفا کرد. پس از شهادت امام حسین(ع) و در طول دوران اسارت، این صفت نیکوی زینب بیشتر ظهور کرد. او پیوسته یاور غمدیدگان و پناه اسیران بود، از گودی قتلگاه تا کوچه ‏های تنگ و تاریک کوفه، از مجلس ابن زیاد تا ستمکده یزید، در همه جا فرشته نجات اسرا بود.

نه تنها زینب از دین یاوری کرد
به همت کاروان را رهبری کرد
به دوران اسارت با یتیمان
نوازش‏ ها به مهر مادری کرد

او حتی تسلی بخش دل امام سجاد(ع) بود، آن جا که می‏ گفت: «لا یجز عنک ما تری، فو الله ان ذلک لعهد من رسول الله الی جدک وابیک وعمک (22)؛ [ای پسر برادر! ] آن چه می‏ بینی(شهادت پدر) تو را بی تاب نسازد. به خدا سوگند! این عهد رسول خدا از جد و پدر و عمویت می ‏باشد.»

7- صبر

یکی از بارزترین اوصاف انسان‏ های کامل، صبر و بردباری در فراز و نشیب‏ های روزگار و تلخی ‏های دوران است. قرآن کریم در آیات متعددی به صابران بشارت داده(23) و پاداش ‏های فراوان آن ‏ها را یادآوری نموده است. زینب(س) از این جهت در اوج کمال قرار دارد. در زیارتنامه آن حضرت می ‏خوانیم: «لقد عجبت من صبرک ملائکة السماء؛ ملائکه آسمان از صبر تو به شگفت آمدند.» مخصوصا در ماجرای کربلا آن چنان صبر و رضا و تسلیم از خود نشان داد، که صبر از روی او خجل است.
در مجلس ابن زیاد؛ آن گاه که آن ملعون با نیش زبانش نمک به زخم زینب می‏ پاشد و برای آزردن او می ‏گوید: «کیف رایت صنع الله باخیک واهل بیتک(24)؛ کار خدا را با برادر و خانواده‏ات چگونه یافتی؟» او در واقع با تعریض می‏ خواهد بگوید که دیدی خدا چه بلایی به سرتان آورد؟ زینب(س) در پاسخ درنگ نمی‏ کند، گویی از قبل برای این شماتت ‏ها اندیشه نموده و پاسخی آماده کرده است. او با آرامشی که از صبر و رضای قلبی او حکایت داشت فرمود: «ما رایت الا جمیلا(25)؛ جز زیبایی چیزی ندیدم .» ابن زیاد از پاسخ یک زن اسیر در شگفت می ‏ماند، و از این همه صبر و استقامت و تسلیم او در مقابل مصیبت‏ ها متعجب می‏ شود و قدرت محاجه را از دست می ‏دهد.

ای زینبی که محنت عالم کشیده‏ای
غیر از بلا و درد به عالم چه دیده‏ای؟
یارب زنی و این همه استواری و علو
چون زینب صبور مگر آفریده‏ای؟

8- ایثار

یکی دیگر از صفات حسنه انسان ‏های برتر، مقدم داشتن دیگران برخود است. امام علی(ع) فرمود: «الایثار اعلی الایمان(26)؛ ایثار، بالاترین درجه ایمان است.» و فرمود: «الایثار اعلی الاحسان(27)؛ ایثار برترین احسان است.»
زینب مجلله در این صفت نیز گوی سبقت را از دیگران ربوده است. او برای حفظ جان دیگران، خطر را به جان می ‏خرد و در تمام صحنه‏ ها، دیگران را بر خود مقدم می ‏دارد. او در ماجرای کربلا حتی از سهمیه آب خویش استفاده نمی ‏کرد و آن را نیز به کودکان می‏ داد. در بین راه کوفه و شام، با این که خود گرسنه و تشنه بود، ایثار را به بند کشیده و آن را شرمنده ساخت. امام زین العابدین(ع) می ‏فرماید: «انها کانت تقسم ما یصیبها من الطعام علی الاطفال لان القوم کانوا یدفعون لکل واحد منا رغیفا من الخبز فی الیوم واللیلة(28)؛ عمه‏ام زینب[در مدت اسارت]، غذایی را که به عنوان سهمیه و جیره می ‏دادند، بین بچه ‏ها تقسیم می ‏کرد، چون آن‏ ها در هر شبانه روز به هر یک از ما یک قرص نان می ‏دادند.» او سختی ‏ها و تازیانه‏ ها را به جان خود می‏ خرید و نمی ‏گذاشت ‏بر بازوی کودکان اصابت کند.

9- شجاعت و شهامت

از صفات بارز پروا پیشگان این است که خدا در نظر آنان بزرگ و غیر او در نظرشان کوچک، حقیر و فاقد اثر می‏ باشد. امام علی(ع) می ‏فرماید: «عظم الخالق فی انفسهم فصغر ما دونه فی اعینهم(29)؛ خالق در جان آنان بزرگ است، پس غیر او در چشم شان کوچک می باشد.»  سر شجاعت اولیای الهی نیز در همین است. زینب که خود چنین دیدی دارد، و در خانواده شجاعت تربیت ‏شده است، از شجاعت ‏حیدری بهره‏ مند است. او به«لبوة الهاشمیة(30)؛ شیر زن هاشمی‏» لقب گرفته است و چون مردان بر سر دشمن فریاد می ‏زند، توبیخ شان می ‏کند، تحقیرشان می‏ کند، و از کسی هراسی به دل ندارد. او از برق شمشیر خون چکان آدم کشان واهمه ندارد، در آن روز فراموش نشدنی، در میان آن همه شمشیر و آن همه کشته فریاد می‏ زند که آیا در میان شما یک مسلمان نیست؟ در مجلس ابن زیاد، بدون توجه به قدرت ظاهری او گوشه‏ای می ‏نشیند و با بی اعتنایی به سؤالات او تحقیرش می‏ کند، او را«فاسق‏» و«فاجر» معرفی می‏ کند و می‏ گوید: «الحمدلله الذی اکرمنا بنبیه محمد(ص) وطهرنا من الرجس تطهیرا وانما یفتضح الفاسق و یکذب الفاجر وهو غیرنا(31)؛ سپاس خدای را که ما را با نبوت حضرت محمد(ص) گرامی داشت، و از پلیدی‏ ها پاک نمود. همانا فقط فاسق رسوا می ‏شود، و بدکار دروغ می ‏گوید، و او غیر ما می ‏باشد.»
و هم چنین در مقابل یزید خیره سر، و دهن کجی ‏ها و بد زبانی ‏های او، شجاعت ‏حیدری را به نمایش گذارده، چنین می‏ گوید: «لئن جرت علی الدواهی مخاطبتک انی لاستصغر قدرک واستعظم تقریعک واستکبر توبیخک(32)؛ اگر فشارهای روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان که] من قدر و مقدار تو را کوچک پنداشته و سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبیخ کردن تو را بزرگ می ‏دانم.»

صدای زنده علی به صوت دلپذیر تو
اسیر شام بودی و یزید شد اسیر تو

10- فصاحت و بلاغت

هر خطیبی بخواهد فصیح و بلیغ سخن بگوید، علاوه بر استعداد ذاتی، باید بارها تمرین عملی انجام دهد، هم چنین در حین خطابه لازم است از نظر روانی و جسمانی کاملا آماده باشد تا بتواند خطبه‏ای فصیح و بلیغ ادا کند. و مستمعین باید با او هماهنگ باشند و الا یارای سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به این که فصیح و بلیغ بگوید.
زینب بدون آن که دوره دیده و یا تمرین خطابه کرده باشد و در حال تشنگی، گرسنگی، خستگی اسارت، و از نظر روانی داغ دار، آواره و تحقیر شده با کسانی سخن می ‏گوید که نه تنها با او هماهنگ نیستند بلکه حتی سنگ و خاکروبه بر سر او ریخته‏اند، با این حال صدای زینب بلند می‏ شود که: «ای مردم کوفه! ای نیرنگ بازان و بی وفایان . . .» سخنان زینب(س) چنان بود که وجدان خفته مردم را بیدار کرد و صدای گریه از زن و مرد و پیر و جوان و خردسال بلند شد.
خزیم اسدی می ‏گوید: متوجه زینب شدم، به خدا سوگند زنی را که سر تا پا شرم و حیا باشد، سخنران ‏تر از او ندیدم، گویی زینب از زبان علی(ع) سخن می ‏گفت.
و همو می ‏گوید: پیر مردی را در کنار خود دیدم که بر اثر گریه محاسنش غرق اشک شده بود و می ‏گفت: پدر و مادرم فدای شما باد، پیرمردان شما بهترین پیرمردها، جوانان شما برترین جوان ‏ها و زنان شما نیکوترین زنان هستند. نسل شما بهترین نسلی است که نه خوار می‏ گردد و نه شکست می‏ پذیرد(33).

پی نوشت ‏ها:
1) شیخ ذبیح الله محلاتی، ریاحین الشریعة، (تهران، دار الکتب الاسلامیة) ج‏3، ص‏46.
2) همان، ج‏3، ص‏210.
3) همان، ج‏3، ص‏39.
4) بقره/31- 32.
5) کهف/65.
6) شیخ عباس قمی، منتهی الآمال، (تهران، علمیه اسلامیه، چاپ قدیم، 1331 ه . ش) ج‏1، ص‏298.
7) ذاریات/56.
8) محمد بن جریر طبری، تاریخ طبری، ج‏6، ص‏238.
9) ریاحین الشریعه(پیشین)، ج‏3، ص‏62.
10) همان، ج‏3، ص‏62.
11) همان، ص 61- 62.
12) نهج البلاغه، فیض الاسلام، حکمت 466.
13) جزائری، الخصائص الزینبیه، ص‏345.
14) نساء/59.
15) پیامبر اکرم(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، امام حسن(ع)، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع) و امام باقر(ع).
16) الکوکب الدری، ج‏1، ص‏196.
17) بحار الانوار(پیشین)، ج‏45، ص‏110- 111.
18) همان، ج‏45، ص‏133.
19) همان، ج‏45، ص‏58، و معالی السبطین، ج‏2، ص‏88.
20) بحار الانوار، (پیشین)، ج‏45، ص‏46.
21) همان، ج‏45، ص‏61.
22) همان، ج‏45، ص‏179.
23) مثل بقره/155 و . . . .
24) بحارالانوار، (پیشین)، ج‏45، ص‏115- 116 .
25) همان، ص‏116.
26) میزان الحکمة، ج‏1، ص‏4.
27) همان.
28) ریاحین الشریعة، (پیشین)، ج‏3، ص‏62.
29) نهج البلاغه، فیض الاسلام، خطبه 182.
30) زیارت نامه حضرت زینب(س).
31) بحار الانوار، ج‏45، ص‏154 و ص‏115.
32) همان، ص‏134.
33) همان، ج‏45، ص‏108 و ص‏110.

منبع: سایت حوزه


 
 
فضائل هفتگانه حضرت علیعلیه السلام
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠
 

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

   
   

که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

 

بخشی از فضائل حضرت علی(علیه السلام)

  1. ازدواج آسمانی

ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

  1. خطبۀ خلافت

خلافت (ظاهری) حضرت علی(ع) با ایراد اولین خطبه در مسجد مدینه پس از بیست و پنج سال سکوت آغاز شد.

  1. بخشش انگشتر

حضرت علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد:

ای محمد! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55)

  1. حدیث بساط

رویداد سیر فضائی حضرت علی(ع) همچون سلیمان پیغمبر در بساط با جمعی از مدینه تا غار اصحاب کهف از فضائلی است که داستان شگفت انگیز آن در کتب فریقین آمده است.

  1. عقد اخوّت

پیمان برادری رسول اکرم(ص) با امیر مؤمنان را مورّخین چنین آورده اند: با نزول آیۀ اخوّت(حجرات: 10) پیامبر عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع) را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.

  1. آیۀ مباهله

جریان مباهله با نصارای نجران رخدادی عظیم در تاریخ اسلام است. قرآن کریم در این باره می فرماید: «بیائید تا بخوانیم فرزندان و زنان و نفسهایمان را با یکدیگر»(آل عمران: 59) همراهی علی(ع) با پیامبر(ص) در این مباهله نهایت فضل و رتبۀ ایشان را می رساند. زیرا خداوند او را نفس و جان پیغمبر معرفی می کند.

  1. نزول آیۀ هل اتی

حضرت علی(ع) با سه روز روزه گرفتنف غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و با آب افطار نمود، و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن آن حضرت بر پیامبر نازل کرد.


 
 
فضایل امام علی علیه السلام از زبان پیامبر
نویسنده : غلامرضا نورمحمد نصرآبادی - ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/۱٢/۱٠
 

سعد بن ابی وقاص می گوید:
روز جمعه ای با رسول خدا صلی الله علیه و آله نماز صبح را به جماعت خواندیم. آن گاه پیامبر رو به ما کرد و بر خداوند متعال درود فرستاد و فرمود:
« روز قیامت من می آیم در حالی که علی بن ابیطالب علیه السلام پیش روی من است و به دستش لوای حمد دارد. لوای حمد دو تکه است، تکه ای از سُندس (حریر و دیبا) و تکه‌ای از استبرق (حریر زربفت).»



در این هنگام مردی بادیه نشین با شتاب به طرف رسول خدا رفت و گفت:« در باره علی بن ابی طالب چه می گویی، زیرا درباره او اختلاف فراوانی وجود دارد.»
رسول خدا لبخندی زد و فرمود:« ای اعرابی، چرا درباره علی اختلاف فراوانی وجود دارد؟ علی رابطه اش با من مانند سرم برای بدنم است و مانند دکمه برای لباسم. » (رسول خدا می‌خواهد بگوید همان گونه که بدن بدون سر حیاتی ندارد و لباس بدون دکمه کاربردی ندارد، پیامبر منهای علی برای هیچ کس فایده ندارد؛ باید در کنار رسول خدا، علی را پذیرفت و به او مؤمن بود.)
آن عرب بادیه نشین با خشم به پیامبر گفت:« ای محمد، من نیرو و قدرتم از علی بیشتر است. آیا علی می تواند لوای حمد را حمل کند؟!»

پیامبر فرمود:« آرام بگیر، اعرابی! همانا خداوند روز قیامت به علی ویژگی های گوناگونی عنایت می کند: به او زیبایی یوسف می دهد و زهد یحیی و صبر ایوب و بخشش آدم و نیروی جبرئیل. لوای حمد به دست اوست، همه مردم در زیر این لواء هستند و گرداگرد او را امامان و تلاوت کنندگان قرآن و اذان گویان گرفته اند. و آنها کسانی هستند که در قبرها به بدنهایشان کرم نمی‌افتد.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 39، ص 216، حدیث 8 ----------- تفسیر فرات کوفی

 

مراجعه شود به:


 
 
← صفحه بعد